دارم امید ، که دیدار یار سر رسد پایش فرشته وار ، به دامان در رسد جایی نشسته ام که ببینم نشانه ای دانـم درخت دعا را ثـمـر رسـد
برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 1:41
فکـرم گـره به نخ یار خورده است وین نخ مرا به منزل دلدار برده است با تار مهربانی و پودی ز جنس عشق یک پیرهن ز عمق دلم کار برده است
برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 1:41
من منتظر که بیاید سحرگهان خورشید تابد و یارم به ناگهان بینم درخشش عالم ز صد طرف گویم خوشامدی ای گل به صد زبان
برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 1:41
گرچه از دیده نهانی تو ولی ، پیدایی تو همان حس غریبی که یقین ، می آیی گرچه در خانه ی خود نیست نشانت امروز واقفم در پس هر روز ، بُوَد فردایی
برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 20:19
گرمی خـورشید و صحرای تمـوز سینه ی شب نیز می سوزد چو روز مرغکـی بی آشـیان ، تنها و گم آب می جـویـد غـمـیـن تا نـیـمروز
برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 20:19
احوال جهان ، نه خوب و نه ، بد دیدم گاهی به وفا صفر ، گهی صد دیدم دریای پر از تلاطم و طوفان است جزر است گهی ، دمی دگر ، مد دیدم
برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 20:19
آن شب است امشب که صبحش ، شاد نیستخانه ی مهتاب هم ، از فرط غم ، آباد نیستآفتاب از خجلتش تاخیر دارد در طلوعبر گلوی عاشقان ، جز پنجه ی پولاد نیستبغض شب با آه غم ، پیوست تا افغان روزنورِ فردا در غبار و روشنی ، در یاد نیستهم گلو بگرفت و هم ، خشک است چشمآب باران ، آب دریا ، برلب نوزاد نیست کودک شش ماهه هم شد آشنا با تیر تیزبا لب خشکیده گوید فرصت فریاد نیست
برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 21:29
اگرچه درد و عذاب است رنج فراق و لیک به یک لحظه ز دیدار دوست می ارزد و گرچه پر ز سکوت است فُرقت یار به کلمه ای که ز لب های اوست می ارزد
برچسب: نویسنده: مهدی قربانی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 21:29